خرید بک لینک

متن ترانه ساعت
یه عمره دوون دوون خودم رو می کشونم اینجا
نگاهم به ساعت و به کفش کهنه ی بام
می دونن همه رازم
یه عکس خیس یه جایی رو زمین
های و هوی کوچه
عادتم شده که هر روز یه دنیای ناتموم
بسازم بزارم کنار
گاهی به به ساعت خیره ام
به آهنگ شریان نبضم
یا این کفشهای پاره م
همین که می شم
یه مرز بین روز و شب
یه موج نیمه جون
که می کوبه بر در
گاهی به به ساعت خیره ام
به آهنگ شریان نبضم
یا این کفشهای پاره م
همین که می شم
یه مرز بین روز و شب
یه موج نیمه جون
که می کوبه بر در
حالا راهم نمی ده

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: پنجشنبه 2 ارديبهشت 1395 ساعت: 2:32

صفحه بندی